محمد حسين مختارى مازندرانى

13

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )

البته بنا به نظر قائلين به امتناع در صورتى كه جانب امر مقدّم داشته شود ، در آن هنگام نيز عبادت صحيح خواهد بود ، زيرا طبق اين نظريه فرض اين است كه نهى به مثابه معدوم است و لذا مانعى در صحّت عبادت وجود ندارد . اجتهاد معناى لغوى اجتهاد ، تحمّل مشقّت و سختى است . اما در اصطلاح ، تعاريف متعددى از جانب اصوليّين مطرح گرديده است كه برخى از آنها به قرار زير است : 1 - اجتهاد عبارت است از بكارگيرى تمامى توان و قدرت در جهت تحصيل ظنّ به حكم شرعى . 2 - ملكه‌اى است كه به واسطهء آن قدرت بر استنباط حكم شرعى فرعى حاصل گرديده به گونه‌اى كه بالفعل يا بالقوّه توانايى اين امر را داشته باشد . 3 - اجتهاد عبارت است از به كار گرفتن وسع و قدرت در تحصيل حجت بر حكم شرعى . و غير اينها از تعاريفى ديگر . بديهى است كسى كه داراى ملكهء اجتهاد است به او مجتهد ، مفتى و يا فقيه اطلاق مىكنند .